بیان مسئله:
در شش ماه گذشته، جمهوری اسلامی ایران با یکی از پیچیدهترین جنگهای ترکیبی مواجه بوده است. دشمن صهیونی-آمریکایی پس از شکست نظامی، تمام توان خود را بر «جنگ اقتصادی» و «جنگ روانی» متمرکز کرده تا با القای ناتوانی و برجستهسازی کمبودها، روحیه ملی را تضعیف کند.
در این شرایط، بیانیه مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) در هفته دولت ۱۴۰۵، یک دکترین روایتی قرآنی-علوی ترسیم میکند که «از روایت ضعف تا اقدام قدرت» را در بر میگیرد: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام است. قوّت و قدرت و نقاط مثبت بهموجب آموزه قرآنیِ "وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ" نیازمند روایت و برجستهسازی است.»
این بیانیه، فرمانی عملیاتی به خواص و مسئولین است تا با روایت قدرت و پرهیز از روایت ضعف، هم امید ملی را تقویت کنند و هم دشمن را در جنگ روانی ناکام گذارند. اما این دکترین، ریشه در چه آیات و روایاتی دارد و چگونه میتوان آن را در عرصه عمل پیاده کرد؟ این مقاله، با عنوان «از روایت ضعف تا اقدام قدرت؛ دکترین قرآنی-علوی مدیریت روایت در جنگ ترکیبی»، به این پرسش پاسخ میدهد.
ضرورت:
این پژوهش از دو جهت راهبردی و شرعی ضروری است:
ضرورت راهبردی: دشمن با تمام توان رسانهای و اقتصادی خود به دنبال روایت شکست و القای ناامیدی است. از سوی دیگر، روایت قدرت، یک سپر دفاعی روانی است که میتواند انسجام ملی را حفظ کرده و امید مردم را تقویت کند. تبیین این دکترین بر اساس آیات و احادیث، یک نیاز فوری برای خواص و فعالان رسانهای است تا مرزهای شرعی روایت را بشناسند.
ضرورت شرعی: بیانیه رهبری با استناد به آیه «فَحَدِّثْ» و روایات متعدد، بر تکلیف شرعی روایت قدرت تأکید دارد و با استناد به آیه «لا تَهِنُوا» و روایت «من أذاع فاحشة»، حرمت روایت ضعف را اثبات میکند. بنابراین، بازخوانی این بیانیه در ترازوی آیات و احادیث، یک وظیفه شرعی برای نخبگان است.
اهداف:
این مقاله با سه هدف نگاشته شده است:
هدف اول: تبیین مبانی قرآنی-روایی بیانیه (با استناد به آیات «لا تَهِنُوا»، «فَحَدِّثْ»، «أَشِدَّاءُ»، «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ»، «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ...» و روایات «من أذاع فاحشة»، «کتمان عیب»، «اتقان در کار»، و «نهی از تفرقه»).
هدف دوم: ترسیم چارچوب عملی روایت برای خواص در چهار بخش: حرمت روایت ضعف، تکلیف روایت قدرت، تفکیک نقد درونی از روایت بیرونی، و برنامهریزی عملی برای رفع ضعفها.
هدف سوم: تقویت جهاد تبیین در ترازوی قرآن و سنّت، با نشان دادن این که روایت قدرت باید با برنامهریزی و اقدام عملی همراه باشد
روایتِ قدرت، نه روایتِ ضعف؛ بیانیه رهبری در ترازوی آیات و احادیث
بخش اول: روایت ضعف در آوردگاه دشمن؛ خاستگاه قرآنی و روایی
در شرایط کنونی که پس از ۶ ماه جنگ ترکیبی، دشمن صهیونی-آمریکایی با شکست در میدان نظامی، تمام توان خود را بر «جنگ روانی» و «القای ناتوانی اقتصادی» متمرکز کرده است، یکی از حساسترین عرصههای مواجهه، عرصه «روایت» است. بیانیه رهبری معظم انقلاب در این نقطه، یک خطکشی راهبردی ترسیم میکند:«ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد.» [۱]
این جمله، ریشه در دو منبع اصیل دینی دارد: آیه شریفه «وَ لا تَهِنُوا» و روایت نبوی «مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً». برای درک عمیقتر این آموزه، نخست باید به شأن نزول و پیامهای آیه «لا تَهِنُوا» پرداخت و سپس با استناد به روایت «من أذاع فاحشة»، مرز میان «نقد اصلاحگرانه» و «روایت آسیبرسان» را روشن ساخت.
🔹 نهی از سستی در برابر دشمن
خدای متعال در سوره آلعمران، پس از شکست تلخ مسلمانان در جنگ احد، خطاب به آنان میفرماید:«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» و اگر مؤمن هستید، سستی نکنید و غمگین مباشید که شما برترید. [۲]
این آیه، به عنوان تسلیتی برای مسلمانان در اوج جراحت و کشتار جنگ احد نازل شد؛ آنگاه که مسلمانان به خاطر نافرمانی از فرماندهی، روحیه خود را از دست داده بودند. در این آیه، دو فرمان صادر شده است:
* * فرمان نخست: «سستی نکنید»؛ یعنی نه در گفتار، نه در رفتار و نه در روایت. این نهی، شامل هرگونه سخن یا عملی است که موجب «وهن» (سستی و تضعیف) در صفوف مؤمنان شود.
* * فرمان دوم: «غمگین مباشید»؛ چرا که غم، زمینهساز یأس و ناامیدی است و در شرایط رویارویی با دشمن، غمگینی، نیروی مقاومت را از مؤمنان میگیرد.
سپس وعده داده شد که اگر به ایمان بازگردند، برتری نهایی از آنِ مؤمنان خواهد بود؛ یعنی نه تنها شکست احد، پایان کار نیست، بلکه پیروزی نهایی در گرو بازگشت به ایمان و اطاعت است.
این وعده، نشان میدهد که معیار برتری، نه تعداد سپاهیان و نه تجهیزات جنگی، بلکه «ایمان» و «التزام عملی به فرمانهای الهی» است. در جنگ احد، مشرکان قصد داشتند به مدینه برگردند و مسلمانان را غارت نمایند، اما وقتی فهمیدند که مسلمانان به خود آمده و قصد تعقیب آنان را دارند، ترسیدند و از نقشه خود منصرف شدند. این نشان میدهد که «روایت قدرت» و «ابراز اراده تهاجمی» میتواند دشمن را حتی پس از یک شکست موضعی، مرعوب کند.
🔹 پیامهای آیه برای شرایط امروز
شکست موضعی، نشانه شکست نهایی نیست.
اقتصاد ایران در محاصره تحریمها، شبیه به جراحتهای جنگ احد است، اما این به معنای «سستی» و «روایت شکست» نیست. در جنگ احد، مسلمانان با وجود شکست موضعی، با بازگشت به ایمان و اطاعت، نه تنها شکست را جبران کردند، که برتری نهایی را نیز به دست آوردند. امروز نیز علیرغم تحریمها و محاصره اقتصادی، نباید این شرایط را به معنای «شکست نهایی» تلقی کرد و آن را روایت نمود.
رهبری باید روحیهها را تقویت کند.
همانگونه که پیامبر(ص) پس از احد، با تلاوت این آیه، روحیه مسلمانان را بازگرداند و آنان را به تعقیب دشمن تشویق کرد، امروز نیز بیانیه رهبری، یک «فرمان روحیهبخشی قرآنی» است که به جای روایت ضعف، بر «روایت قدرت» و «برجستهسازی نقاط قوت» تأکید میکند.
عامل برتری، ایمان است، نه تجهیزات.
در جهانبینی مادی، پیروزی با سلاح و پول است، اما در بینش الهی، «ایمان» و «انسجام ملی» (که در بیانیه بر آن تأکید شده) عامل اصلی برتری است. این نگاه، به مؤمنان یادآوری میکند که حتی در اوج کمبودها، اگر ایمان و انسجام خود را حفظ کنند، برتر از دشمن خواهند بود؛ چرا که دشمن، فاقد «ایمان» و «انسجام درونی» است.
«روایت ضعف» مصداق «سستی» است.
در تفسیر این آیه، «سستی» شامل هر چیزی دانسته شده است که موجب ضعف در اراده و روحیه مؤمنان شود، اعم از گفتار یا کردار. امروز، برجستهسازی کمبودها و روایت عمومی نقصها در رسانههایی که دشمن نیز آنها را رصد میکند، دقیقاً مصداق این «سستی» است؛ چون هم «ضعف اراده» ایجاد میکند و هم «غمگینی» را به دل مؤمنان میریزد. این کار، برخلاف فرمان قرآن، به جای تقویت جبهه خودی، به دشمن «روحیه» میبخشد.
به عبارت دیگر، هرگاه مؤمنان در فضای عمومی، به جای «روایت قدرت»، به «روایت ضعف» بپردازند، عملاً «نهی از سستی» را نقض کرده و به دشمن در رسیدن به هدف خود (تضعیف روحیه ملی) کمک میکنند. این نه یک توصیه اخلاقی ساده، که یک «فرمان راهبردی قرآنی» است.
🔹 افشای زشتی؛ همطراز با آغازگری آن
امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که فرمودند:«مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا وَ مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْءٍ لاَ یَمُوتُ حَتَّى یَرْکَبَهُ»هر که زشتکاریای را فراگیر سازد، همانند آغازگر آن کار زشت باشد؛ و هر که مؤمنی را به خاطر چیزی سرزنش کند، نمیرد تا آنگاه که به آن گرفتار آید. [۳]
این روایت، یکی از صریحترین متون دینی در باب «مدیریت اطلاعات» و «حفظ آبروی مؤمنان» است که در شرایط کنونی، کاربرد فراوانی در عرصه روایت اقتصادی دارد.
«فاش کردن» یعنی منتشر ساختن؛ و «زشتکاری» یعنی کار زشت و رسواکننده. در فرهنگ دینی، فاش کردن گناه و زشتی دیگران، نه تنها کاری پسندیده نیست، که در این روایت، همطراز با «آغازگری آن زشتکاری» معرفی شده است.
به بیان دیگر، کسی که زشتی را روایت و برجسته میکند، به اندازه کسی که آن را مرتکب شده، مسئول است. این مسئله، زمانی اهمیت دوچندان مییابد که «زشتکاری» به «ضعفهای اقتصادی یک جامعه مؤمن» تعبیر شود؛ چرا که روایت این ضعفها در فضای عمومی، نه تنها آبروی مؤمنان را میبرد، که به دشمن برای سوءاستفاده از آن، «مجوز اخلاقی» میدهد.
در شرایط کنونی، «ضعفهای اقتصادی» (مانند کمبود کالا، تورم، یا نقصهای مدیریتی) هرچند واقعی هستند، اما برجستهسازی آنها در فضای عمومی در معرض دشمن، مصداق «فاش کردن زشتکاری» است؛ چرا که:
دشمن از این روایتها به عنوان «ابزار جنگ روانی» استفاده میکند و با رصد کردن رسانههای داخلی و شبکههای اجتماعی، هرگونه روایت ضعف را بزرگنمایی کرده و به عنوان «دلیل ناکارآمدی نظام» به کار میگیرد.
این برجستهسازی، به جای «اصلاح»، به «گسترش یأس» و «تضعیف اعتماد عمومی» دامن میزند؛ وقتی که کمبودها و نقصها، به طور مکرر و با جزئیات فراوان در فضای عمومی روایت شوند، تدریجاً به یک «هنجار ذهنی» تبدیل میشوند که اعتماد مردم به نظام و توانایی کارگزاران را کاهش میدهد؛ در حالی که اگر این ضعفها در فضای کارشناسی و درونی مطرح شوند، میتوان برای رفع آنها برنامهریزی کرد.
همانگونه که روایت میفرماید، کسی که این زشتکاریها را فراگیر میسازد، در گناه تضعیف نظام، با آغازگر آن شریک است؛ یعنی اگر کسی با روایت عمومی نقصها، به دشمن در تضعیف روحیه ملی کمک کند، در حکم «شریک جرم» با دشمن خواهد بود؛ هرچند که نیت او «شفافیت» یا «نقد اصلاحی» بوده باشد.
به علاوه، بخش دوم روایت هشدار میدهد که سرزنش مؤمنان به خاطر نقصها، نه تنها اثر اصلاحی ندارد، که ممکن است خود سرزنشکننده نیز به آن گرفتار شود. این یعنی روایت ضعف، نه تنها دشمن را کمک میکند، که میتواند به خود روایتکننده نیز بازگردد. این هشدار، به فعالان رسانهای و سیاسی یادآوری میکند که در عرصه روایت، باید «حدود شرعی» را رعایت کنند و از «سرزنش عمومی مؤمنان» پرهیز نمایند، چرا که این کار، هم در این دنیا و هم در آخرت، عواقب سنگینی به همراه دارد.
🔹 تفاوت «نقد درونی» با «روایت بیرونی»
روایت ضعف، زمانی «فاش کردن زشتکاری» محسوب میشود که در فضای عمومی و در معرض دید دشمن انجام شود. اما اگر همین ضعفها در جمع کارشناسان دلسوز و مسئولان مربوطه مطرح شود تا برای رفع آنها برنامهریزی شود، نه تنها «فاش کردن زشتکاری» نیست، که مصداق «همکاری در نیکی و تقوا» و «اصلاح درونی» است.
این تفاوت ظریف، در بیانیه رهبری نیز به آن اشاره شده است: «هرگاه شنونده این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اشکال تقلیل مییابد.» [4]
🔹 جمعبندی بخش اول؛ از نهی از سستی تا نهی از فاش کردن زشتکاری
با کنار هم قرار دادن این آیه و روایت، یک «دکترین روایتی قرآنی-علوی» شکل میگیرد که بر دو محور اصلی استوار است:
قرآن فرمان میدهد که در برابر دشمن «سستی نورزیم» و این سستی، شامل روایت ضعف در فضای عمومی نیز میشود. هرگونه برجستهسازی کمبودها در شرایط رویارویی با دشمن، مصداق «سستی» است.
روایت نبوی تأکید میکند که «زشتی را فاش نکنیم» و برجستهسازی کمبودهای اقتصادی، مصداق «فاش کردن زشتکاری» است که همطراز با «آغازگری آن زشتکاری» معرفی شده است.
بیانیه رهبری با عبارت «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست»، دقیقاً بر همین دو محور قرآنی-روایی استوار است؛ با این تفاوت که آن را به زبان روز و در شرایط جنگ ترکیبی، بازتعریف کرده است.
نتیجه آنکه: روایت ضعف در شرایط رویارویی با دشمن، نه یک «گناه اخلاقی» (بر اساس روایت)، که یک «خطای راهبردی» (بر اساس آیه) محسوب میشود؛ چرا که هم به دشمن «روحیه» میبخشد و هم دوستان را دچار نگرانی و سرگردانی میکند.
تفاوت میان «نقد درونی» و «روایت بیرونی» در اینجا کاملاً روشن میشود: نقد سازنده، در فضای کارشناسی و با هدف اصلاح، نه تنها ممنوع نیست، که یک وظیفه است؛ اما روایت عمومی ضعفها در فضای در معرض دشمن، حرام شرعی و خطای راهبردی است.
بخش دوم: روایت قدرت؛ وظیفه خواص در میدان مبارزه با دشمن
پس از آنکه در بخش نخست، حرمت روایت ضعف در شرایط رویارویی با دشمن، با استناد به آیه «لا تَهِنُوا» و روایت «من أذاع فاحشة» اثبات شد، اینک نوبت به راهکار جایگزین میرسد؛ راهکاری که نه تنها ممنوع نیست، که یک تکلیف شرعی و راهبردی برای خواص و مسئولین نظام است. بیانیه رهبری در این نقطه، با استناد به آیه شریفه «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»، بر لزوم روایت و برجستهسازی قدرت و قوت توسط کارگزاران تأکید میکند و هشدار میدهد که حتی «بیان صادقانه ضعفها» در شرایطی که دشمن به روحیه نیاز دارد، میتواند به زیان جبهه خودی تمام شود.🔹 فرمان قرآنی به روایت نعمت؛ خطاب به خواص
خدای متعال در سوره ضحی، پس از یادآوری نعمتهای خویش به پیامبر(ص)، میفرماید:«وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن. [5] این آیه، یک فرمان عمومی است، اما در شرایط کنونی، مخاطب اصلی آن، خواص و مسئولین هستند که در جایگاه «روایتگران قدرت» قرار دارند.
امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرمودند: «حَدِّثْ بِمَا أَعْطَاکَ اللَّهُ وَ فَضْلَکَ وَ رِزْقَکَ وَ أَحْسَنَ إِلَیْکَ وَ هَدَاکَ»یعنی «آنچه از عطاها، برتریها، روزیها، احسانها و هدایتهای اوست بازگو کن.» [6]
پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودند: «التَّحَدُّثُ بِنِعْمَةِ اللَّهِ شُکْرٌ وَ تَرْکُهُ کُفْرٌ» یعنی «تحدیث نعمت (روایت نعمت) خود شکر است و ترک آن، کفران نعمت محسوب میشود.» [7]
این آموزه، به خواص و مسئولین هشدار میدهد که سکوت در برابر نعمتهای الهی (نقاط قوت و پیشرفتها) و برجسته نکردن آنها، نه تنها بیاثر نیست، که خود نوعی ناسپاسی به حساب میآید. اما در شرایط کنونی، «نعمت» برای خواص، چه مصادیقی دارد و چگونه باید روایت شود؟
🔹 نعمتهای الهی؛ قدرت انقلاب اسلامی در ترازوی مسئولیت
«نعمت» در قرآن، تنها به معنای «رزق و روزی مادی» نیست؛ بلکه شامل هرگونه عطا، برتری، احسان، هدایت، و قدرت الهی میشود که در اختیار انسان قرار گرفته است. در شرایط کنونی، مهمترین نعمتهای الهی که بر ملت ایران ارزانی شده و مسئولین موظف به روایت آنها هستند، عبارتاند از:
* * شکست پروژه نظامی دشمن در ۶ ماه گذشته که با وجود همه تجهیزات و پشتیبانیهای منطقهای، نتوانست به اهداف خود دست یابد. این، یک «نعمت آشکار الهی» است که باید توسط خواص، روایت و برجسته شود.
* * انسجام و همدلی ملی که در بحبوحه جنگ ترکیبی، به عنوان یک «سپر دفاعی» عمل کرد و دشمن را در ایجاد دوگانهسازیهای موهوم ناکام گذاشت. روایت این انسجام، وظیفه خواص است تا مردم بدانند که «عیار حقیقی ملت» در این آزمون، سربلند بوده است.
* * مقاومت اقتصادی و ایستادگی در برابر تحریمها و محاصرهها که نشان داد «تولید داخلی» و «اقتصاد مقاومتی» میتواند جایگزین وابستگیهای بیرونی شود. مسئولین باید این مقاومت را به عنوان یک «نعمت الهی» روایت کنند تا امید مردم را برای ادامه مسیر، تقویت نمایند.
* * پیشرفتهای علمی و فناوری در حوزههای پزشکی، کشاورزی، صنایع دفاعی، و انرژی که علیرغم تحریمها، نه تنها متوقف نشد، که جهشهای قابلتوجهی داشت. روایت این پیشرفتها، وظیفه خواص است تا نشان دهند که «تحریم» نتوانسته است چرخهای پیشرفت را متوقف کند.
اینها، همه «نعمتهای الهی» هستند که در این برهه حساس، باید توسط خواص و مسئولین به آنها «تحدیث» شود؛ یعنی روایت و برجستهسازی آنها، نه از باب خودستایی، که از باب شکر عملی نعمت، تقویت روحیه ملی، و خنثیسازی جنگ روانی دشمن.
🔹 روایت نعمت؛ شکر عملی خواص در برابر دشمن
روایت قدرت و قوت توسط خواص، یک اقدام عملی شکرانه است که کارکردی دوگانه دارد:
۱. شکر نعمت در برابر خداوند:
امام صادق(ع) فرمودند: «مَنْ أَنْعَمَ اَللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَةٍ ثُمَّ عَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّى شُکْرَهَا» [8] یعنی «هر که خدا به او نعمتی دهد و او آن نعمت را در دل بشناسد، حق شکر آن نعمت را ادا کرده است.» همچنین در روایت مشابهی، شناخت قلبی نعمت و آگاهی به اینکه «بخشنده نعمت، خداست»، خود شکر نعمت محسوب میشود.
اما این شکر، زمانی کامل میشود که به روایت زبانی آن نیز بپیوندد؛ چرا که پیامبر(ص) فرمودند: «تحدیث نعمت، خود شکر است». بنابراین، هرگاه خواص در فضای عمومی، به جای روایت ضعف، به روایت قدرتهای ملی بپردازند، در واقع شکر عملی این نعمتهای الهی را به جا آوردهاند.
۲. خنثیسازی جنگ روانی دشمن:
در شرایطی که دشمن با تمام توان بر روی «روایت ضعف» سرمایهگذاری کرده و سعی دارد با بزرگنمایی کمبودها، روحیه ملت را تضعیف کند، روایت قدرت توسط خواص تبدیل به یک سپر دفاعی روانی میشود. هرچه روایت قدرت، گستردهتر و رساتر باشد، دشمن در القای ناتوانی، ناکامتر خواهد ماند. به عبارت دیگر، روایت قدرت، پاسخ قرآنی خواص به جنگ روانی دشمن است.
🔹 هشدار رهبری به خواص: صداقت را در جای خود به کار برید
بیانیه رهبری در این نقطه، یک هشدار صریح به خواص و مسئولین دارد: «گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد.» [9]
این جمله، نشان میدهد که حتی «صداقت» در بیان ضعفها، اگر در شرایط مناسب (و نه در فضای عمومی در معرض دشمن) نباشد، میتواند به زیان جبهه خودی تمام شود. بنابراین، خواص و مسئولین باید میان «صداقت با مردم» و «مدیریت روایت در برابر دشمن» تفکیک قائل شوند و بدانند که:
بیان صادقانه ضعفها در جمع کارشناسان و دلسوزان (برای اصلاح)، نه تنها ممنوع نیست، که یک وظیفه است.اما روایت عمومی همان ضعفها در رسانهها و فضای مجازی، به دلیل سوءاستفاده دشمن، حرام شرعی و خطای راهبردی است.
این تفاوت، دقیقاً همان نقطهای است که در بیانیه رهبری با عبارت «هرگاه شنونده این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اشکال تقلیل مییابد» به آن اشاره شده است. به عبارت دیگر، خواص باید روایتگر قدرت باشند، نه روایتگر ضعف، مگر در فضای تخصصی و محرمانه.
🔹 نقاط قوت انقلاب؛ مصادیق عینی نعمت برای روایت خواص
در ۶ ماه گذشته، علیرغم همه فشارها و محاصرهها، نقاط قوت متعددی در عرصههای مختلف ظهور یافتهاند که روایت آنها توسط خواص، مصداق عینی «تحدیث نعمت» است:
* * در عرصه نظامی و امنیتی: شکست سناریوهای متعدد دشمن (از حملات سایبری تا تحریک آشوبهای داخلی) و حفظ امنیت پایدار در مرزها و شهرها.
* * در عرصه اقتصادی: تداوم تولید، خودکفایی در کالاهای اساسی، و گشایشهای جدید در همکاریهای پولی و تجاری با کشورهای همسایه، که نشان از «اسقاط تدریجی دلار» و کاهش وابستگی دارد.
* * در عرصه علمی و فناوری: دستیابی به فناوریهای جدید در حوزههای پزشکی، انرژیهای تجدیدپذیر، و صنایع دفاعی که جایگزین بسیاری از واردات شده و «جهش تولید» را ممکن ساخته است.
* * در عرصه فرهنگی و اجتماعی: انسجام مثالزدنی مردم در پشتیبانی از نظام، حضور فعال در میادین، و خنثیسازی دوگانهسازیهای موهوم دشمن (جنگ/مذاکره، وفاق/تندروی) که نشان از «عیار حقیقی ملت» دارد.
روایت این نقاط قوت توسط خواص، نه یک «تبلیغ سطحی»، که یک «اقرار به نعمت»، «شکر عملی» در برابر خداوند، و «امیدآفرینی واقعبینانه» در میان مردم است. همانگونه که در بیانیه رهبری آمده: «قوّت و قدرت و نقاط مثبت بهموجب آموزه قرآنی "وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ" نیازمند روایت و برجستهسازی است.»
🔹 جمعبندی بخش دوم؛ تحدید نعمت، وظیفه خواص در جنگ ترکیبی
با کنار هم قرار دادن آیه «فَحَدِّثْ» و روایات مرتبط با آن، و تطبیق آنها با بیانیه رهبری و شرایط کنونی، به این نتایج میرسیم:
* * قرآن به خواص و مسئولین فرمان میدهد که «نعمتهای پروردگار را بازگو کنند» و این یعنی «روایت قدرت و قوت».
* * روایات، «تحدیث نعمت» را برابر با «شکر عملی» و «ترک آن» را برابر با «کفران» معرفی میکنند.
* * در شرایط جنگ ترکیبی، «نعمتهای الهی» همان نقاط قوت و پیشرفتهای انقلاب هستند که خواص موظف به روایت آنها هستند.
* * رهبری به خواص هشدار میدهد که حتی «صداقت در بیان ضعفها» در فضای عمومی، میتواند توسط دشمن سوءاستفاده شود و به زیان جبهه خودی تمام گردد.
* * روایت قدرت توسط خواص، یک سپر دفاعی روانی در برابر جنگ رسانهای دشمن است که «روایت ضعف» را هدف گرفته است.
* * تفاوت میان «نقد درونی» (در فضای تخصصی) و «روایت بیرونی» (در فضای عمومی) برای خواص، یک «خط قرمز شرعی» است که رعایت آن، هم «صداقت» را حفظ میکند و هم از «سوءاستفاده دشمن» جلوگیری مینماید.
نتیجه نهایی: در میدان نبرد ترکیبی امروز، «تحدیث نعمت» (روایت قدرت) توسط خواص، نه یک انتخاب رسانهای، که یک تکلیف شرعی و راهبردی است که هم «شکر نعمت» را به جا میآورد و هم «جبهه خودی» را در برابر دشمن، مقاوم میسازد
بخش سوم: تفکیک نقد درونی از روایت بیرونی
پس از آنکه در بخش نخست، حرمت روایت ضعف در شرایط رویارویی با دشمن و در بخش دوم، تکلیف روایت قدرت توسط خواص اثبات شد، اینک نوبت به ترسیم مرزهای رفتاری خواص در دو عرصه متفاوت میرسد:
عرصه «روایت بیرونی» (در برابر دشمن و فضای عمومی) و عرصه «نقد درونی» (در میان خودیها و کارشناسان). بیانیه رهبری در این نقطه، با عبارت «هرگاه شنونده این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اشکال تقلیل مییابد»، به این تفاوت ظریف اشاره کرده است.
اما برای درک عمیقتر این مرز، باید به آیه «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» و روایات مرتبط با «کتمان عیب» و «نهی از تفرقه» مراجعه کرد.
🔹 آیه «أَشِدَّاءُ...»؛ مرز رفتاری مؤمنان با دشمن و دوستان
خدای متعال در سوره فتح، پس از معرفی پیامبر(ص) و یاران او، میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» محمّد، رسول خداست و کسانی که با او هستند، بر کفّار سخت و در میان خودشان مهربانند. [۱۰]این آیه، یک راهنمای عملیاتی برای مؤمنان است که رفتار آنان را در دو حوزه متفاوت مشخص میکند:
* * در برابر دشمنان: «أَشِدَّاءُ»؛ یعنی شدت، صلابت، قاطعیت، و سختگیری. این به معنای «عدم افشای نقاط ضعف» و «روایت قدرت» در فضای عمومی است.
* * در میان خودیها: «رُحَماءُ»؛ یعنی مهربانی، رأفت، محبت، و مدارا. این به معنای «نقد سازنده» و «اصلاح درونی» در فضای تخصصی است.
در تفسیر این آیه، بر این نکته تأکید شده است که «بیتفاوتی ممنوع» است و مسلمان باید مظهر «حبّ و بغض» باشد؛ یعنی هم در برابر دشمن، موضع قاطع داشته باشد و هم در میان خود، مهربان و اصلاحگر. همچنین «ملاک مهر و قهر»، «ایمان و کفر» است، نه قوم و قبیله یا مال و ثروت. [۱۰]
این آیه، به خواص و مسئولین میآموزد که:
* * در فضای عمومی (در معرض دید دشمن): باید «أَشِدَّاء» باشند و از روایت ضعف و نقاط آسیبپذیر پرهیز کنند.
* * در فضای درونی (میان خودیها): باید «رُحَماء» باشند و با نقد سازنده، به اصلاح یکدیگر بپردازند.
🔹 روایت «کتمان عیب»؛ پوشاندن نقاط ضعف در فضای عمومی
پیامبر اکرم(ص) در روایتی میفرماید:«مَنْ سَتَرَ أَخَاهُ المُسْلِمَ فِی الدُّنْیَا سَتَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» هر که در دنیا عیب برادر مسلمان خود را بپوشاند، خداوند در روز قیامت بر او عیبپوشی کند. [۱۱]
این روایت، بر «پوشاندن عیب مؤمن» در فضای عمومی تأکید دارد. در این بحث، «عیبهای اقتصادی» (نقاط ضعف مدیریتی، کمبودها، یا ناکارآمدیها) به عنوان مصداق «عَورَة» (نقطه آسیبپذیر) معرفی میشوند که باید در فضای درونی (میان خواص و کارشناسان) پوشانده شوند، نه اینکه در فضای عمومی فاش گردند.
اما این «پوشاندن» به معنای «انکار ضعف» نیست؛ بلکه به معنای «مدیریت اطلاعات» و «حفظ آبروی مؤمنان» در برابر دشمن است. به عبارت دیگر، اگر ضعفها در فضای عمومی روایت شوند، دشمن از آنها سوءاستفاده میکند؛ اما اگر در فضای درونی مطرح شوند، میتوان برای رفع آنها برنامهریزی کرد.
این روایت، در کنار آیه «أَشِدَّاءُ...»، به خواص یادآوری میکند که «شدت» در برابر دشمن، شامل «پوشاندن عیبهای خودی» نیز میشود و «رحمت» در میان خودیها، شامل «نقد سازنده» و «اصلاح درونی» است.
🔹 روایت «نهی از تفرقه»؛ انسجام درونی، شرط پیروزی در برابر دشمن
در روایات متعدد، بر «انسجام اجتماعی» و «پرهیز از تفرقه» تأکید شده است. در یکی از این روایات، امام علی(ع) میفرماید:
«فَیا عَجَباً! عَجَباً وَ اللهِ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یُجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلاَءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ! فَقُحْباً لَکُمْ وَ تَرْحاً، حِینَ صِرْتُمْ غَرَضاً یُرْمَى!» شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند این واقعیت قلب انسان را میمیراند و دچار غم و اندوه میکند که شامیان در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرقید! زشت باد روی شما و از اندوه رهایی نیابید که آماج تیر بلا شدید... [۱۲]
این روایت، به روشنی نشان میدهد که تفرقه و اختلاف در میان خودیها، بزرگترین آسیب را به جبهه حق وارد میکند و باعث میشود که دشمن بر آنان مسلط شود.
امام علی(ع) در جای دیگری میفرماید:«وَ الْعَرَبُ الْیَوْمَ وَ إِنْ کَانُوا قَلِیلاً، مِنْهُمْ کَثِیرُونَ بِالْإِسْلامِ، عَزِیزُونَ بِالِاجْتِمَاعِ!» عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندک، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگی، عزیز و قدرتمندند. [۱۳]
این روایت، بر این نکته تأکید دارد که عامل پیروزی، کثرت تعداد نیست، بلکه «اتحاد» و «انسجام» است. در شرایط کنونی، روایت ضعف در فضای عمومی، یکی از ابزارهای اصلی دشمن برای ایجاد تفرقه و اختلاف است؛ چرا که:
* *روایت ضعف، باعث میشود که هر گروهی به دیگری «بتازد» و «عیبجویی» کند.
* *روایت ضعف، باعث میشود که «نقد سازنده» جای خود را به «تخریب عمومی» بدهد.
* * روایت ضعف، باعث میشود که «انسجام ملی» که رکن اصلی قدرت نظام است، خدشهدار شود.
بنابراین، خواص و مسئولین باید با «پوشاندن عیبها» در فضای عمومی و «نقد سازنده» در فضای درونی، از «تفرقه» و «اختلاف» جلوگیری کنند و «انسجام ملی» را به عنوان یک «نعمت الهی» حفظ نمایند.
🔹 جمعبندی بخش سوم؛ مرزهای سهگانه روایت برای خواص
با کنار هم قرار دادن آیه «أَشِدَّاءُ...»، روایت «کتمان عیب»، و روایت «نهی از تفرقه»، یک چارچوب سهگانه برای «مدیریت روایت» توسط خواص و مسئولین ترسیم میشود:
* *در برابر دشمن: «أَشِدَّاءُ» باشید و از روایت ضعف و نقاط آسیبپذیر در فضای عمومی پرهیز کنید.
* * در میان خودیها: «رُحَماءُ» باشید و با نقد سازنده در فضای تخصصی، به اصلاح یکدیگر بپردازید.
* * پوشاندن عیبها: «کتمان عیب مؤمن» در فضای عمومی، یک وظیفه شرعی است که از سوءاستفاده دشمن جلوگیری میکند.
* * پرهیز از تفرقه: هرگونه روایت ضعف که به «دوگانهسازیهای موهوم» (جنگ/مذاکره، وفاق/تندروی) دامن بزند، «تفرقه» ایجاد کرده و به زیان جبهه خودی تمام میشود.
* * انسجام ملی: حفظ «انسجام اجتماعی» به عنوان یک «نعمت الهی»، رکن اصلی قدرت نظام است و خواص باید با «روایت قدرت» و «پوشاندن عیب»، از آن حراست کنند.
نتیجه نهایی: تفاوت میان «نقد درونی» و «روایت بیرونی»، یک «خط قرمز شرعی» است که رعایت آن، هم «صداقت» را حفظ میکند و هم از «سوءاستفاده دشمن» جلوگیری مینماید. این همان نقطهای است که بیانیه رهبری با عبارت «هرگاه شنونده این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اشکال تقلیل مییابد»، به آن اشاره کرده است.
بخش چهارم: برنامهریزی و اقدام؛ تکمیل چرخه روایت قدرت
پس از اثبات حرمت روایت ضعف (بخش اول)، تکلیف روایت قدرت (بخش دوم)، و ترسیم مرزهای نقد درونی و روایت بیرونی (بخش سوم)، اینک نوبت به تکمیل چرخه روایت قدرت میرسد؛ چرخهای که بدون «برنامهریزی و اقدام عملی»، ناقص میماند.
بیانیه رهبری در این نقطه، با عبارت «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است» ، تأکید میکند که «روایت قدرت» هرگز به معنای «انکار ضعف» نیست، بلکه باید با «برنامهریزی خاموش» و «اقدام عملی» برای رفع ضعفها همراه شود. اما این «برنامهریزی» و «اقدام»، خود نیازمند یک چارچوب قرآنی-روایی است که در این بخش به آن پرداخته میشود.
🔹 آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ...»؛ اراده ملی، شرط تغییر سرنوشت
خدای متعال در سوره رعد، پس از اشاره به فرشتگانی که انسان را از حوادث طبیعی حفظ میکنند، میفرماید:«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»همانا خداوند حال قومی را تغییر نمیدهد تا آنکه آنان حال خود را تغییر دهند. [۱۴]
در تفسیر این آیه، بر چند نکته تأکید شده است:
تغییر سرنوشت، در گرو تغییر درونی است: خداوند نعمتی را که به قومی داده است، پس نمیگیرد، مگر آنکه آنان خود، نعمت را ناسپاسی کنند و یا با «تغییر حال درونی خود»، زمینه سلب آن نعمت را فراهم آورند.
حفاظت الهی، تا زمانی است که انسان، کفران نعمت نکند: اگر جامعهای با «برنامهریزی و اقدام عملی» به سمت اصلاح خود حرکت کند، مشمول برکات الهی میشود؛ اما اگر به «روایت ضعف» و «سستی» روی آورد، اراده الهی بر «سوء» (آسیب) بر آن جامعه، محقق خواهد شد و هیچکس نمیتواند آن را برگرداند.
این آیه، خطاب به جوامع است، نه به افراد: تغییر سرنوشت یک جامعه، به «اراده جمعی» و «اقدام هماهنگ» نیاز دارد؛ نه به «انفعال» و «روایت ناتوانی».
در شرایط کنونی، خواص و مسئولین باید از این آیه، این پیام را دریافت کنند که «روایت قدرت» به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید با «تغییر درونی» (برنامهریزی برای رفع ضعفها) همراه شود.
اگر جامعهای در «برنامهریزی» و «اقدام» سستی کند، حتی «روایت قدرت» نیز نمیتواند از آن در برابر «سوء الهی» محافظت کند. «تغییر درونی» یعنی «تغییر روشهای مدیریتی»، «تغییر رویکردهای اقتصادی»، و «تغییر نگرشها» در جهت «اقتصاد مقاومتی» و «تولید داخلی».
🔹 آیه «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ...»؛ تلاش جدی، رمز موفقیت
خدای متعال در سوره نجم میفرماید: «أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» هیچ کس بار گناه دیگری را به عهده نمیگیرد و برای انسان جز آنچه تلاش کرده، بهرهای نیست. [۱5]
در تفسیر نور (محسن قرائتی) ذیل این آیه، نکات زیر بیان شده است:
هستی، میدان تلاش و کار و نتیجهگیری است: هر انسانی باید با «تلاش جدی» به دنبال تغییر سرنوشت خود باشد و نباید منتظر «شانس» یا «اقبال» بنشیند.
ما مکلّف به انجام وظیفه هستیم، نه حصول نتیجه: سعی و تلاش، وظیفه ماست و نتیجه، با خداست. اما اگر تلاش نکنیم، قطعاً به نتیجهای نخواهیم رسید.
در روایات، هرکس سنت خوب یا بدی را پایهگذاری کند، در پاداش یا کیفر همه کسانی که آن راه را رفتهاند، شریک است: این با آیه «لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» منافات ندارد، زیرا ایجادکننده خط حق یا باطل نیز با واسطه «دلالت و راهنمایی» یا «ایجاد مقدّمات و امکانات» یا «تبلیغات و تشویقات» و یا «حمایتهای دیگر مادی و معنوی»، به طور غیرمستقیم نوعی تلاش کرده است و بهرهگرفتن از آن پاداش، بیجهت نیست.
در شرایط کنونی، خواص و مسئولین باید از این آیه و تفسیر آن، این پیام را دریافت کنند که «برنامهریزی» به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید با «تلاش شبانهروزی» و «اقدام مستمر» همراه شود. اگر خواص با «تلاش جدی» به رفع ضعفها بپردازند، نتیجه آن به خود آنان و جامعه بازمیگردد؛ اما اگر «سستی» کنند، هیچکس دیگری نمیتواند بار آنان را به دوش بکشد. «روایت قدرت» اگر با «تلاش واقعی» برای رفع ضعفها همراه نباشد، به یک «شعار توخالی» تبدیل خواهد شد. [۱6]
🔹 روایت «اتقان در کار»؛ کیفیت برنامهریزی، شرط موفقیت
پیامبر اکرم(ص) در روایتی میفرماید:«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِذَا عَمِلَ أَحَدُکُمْ عَمَلًا أَنْ یُتْقِنَهُ» خداوند دوست دارد هرگاه یکی از شما کاری انجام میدهد، آن را درست و استوار انجام دهد. [۱7]
این روایت، بر «اتقان در کار» و «کیفیت برنامهریزی» تأکید دارد. در این بخش، از این روایت برای نشان دادن «چگونگی برنامهریزی» استفاده میشود:
* *برنامهریزی باید «دقیق» و «استوار» باشد: خواص و مسئولین باید با «دقت» و «تخصص»، به رفع ضعفها بپردازند و از «اقدامات سطحی» و «شتابزده» پرهیز کنند.
* * اقدام باید «خاموش» و «بدون روایت عمومی» باشد: همانگونه که در بخشهای قبل، بر «پوشاندن عیب» در فضای عمومی تأکید شد، «برنامهریزی» نیز باید در فضای تخصصی و محرمانه انجام شود تا دشمن از آن سوءاستفاده نکند.
* * اتقان در کار، نوعی «شکر نعمت» است: وقتی خواص با «دقت» و «جدیت» به رفع ضعفها میپردازند، در واقع «شکر عملی نعمت قدرت» را به جا آوردهاند.
🔹 تطبیق با بیانیه رهبری؛ از روایت تا اقدام
بیانیه رهبری، با عبارت «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است» ، دقیقاً بر همین سه محور قرآنی-روایی استوار است:
* *برنامهریزی: خواص باید با «اتقان» و «دقت» (مطابق با روایت)، برای رفع ضعفها برنامهریزی کنند.
* *اقدام: خواص باید با «اراده ملی» (مطابق با آیه رعد) و «تلاش جدی» (مطابق با آیه نجم)، به اجرای این برنامهها بپردازند.
* * روایت قدرت: در کنار این «برنامهریزی و اقدام خاموش»، خواص باید با «روایت قدرت» (مطابق با بخش دوم)، امید مردم را تقویت کنند و دشمن را در جنگ روانی ناکام بگذارند.
به عبارت دیگر، چرخه کامل مدیریت روایت در شرایط کنونی، از سه ضلع تشکیل میشود:
۱. روایت قدرت (برای امیدآفرینی و شکر نعمت)
۲. برنامهریزی و اقدام عملی (برای رفع ضعفها)
۳. تفکیک نقد درونی از روایت بیرونی (برای جلوگیری از سوءاستفاده دشمن)
🔹 جمعبندی بخش چهارم؛ اقدام خاموش، قدرت گفتنی
با کنار هم قرار دادن آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ...» ، آیه «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ...» ، و روایت «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ...» ، و تطبیق آنها با بیانیه رهبری ، به این نتایج میرسیم:
قرآن تأکید میکند که تغییر سرنوشت یک جامعه، در گرو «اراده ملی» و «تغییر درونی» است.
قرآن تأکید میکند که «تلاش جدی» و «اقدام عملی»، تنها راه رسیدن به نتیجه است و هیچکس نمیتواند بار دیگری را به دوش بکشد.
روایت نبوی، بر «اتقان در کار» و «کیفیت برنامهریزی» تأکید دارد.
بیانیه رهبری، «برنامهریزی و اقدام» را به عنوان «جایگزین روایت ضعف» معرفی میکند.
خواص باید با «برنامهریزی دقیق و خاموش» (مطابق با روایت)، «تلاش جدی» (مطابق با آیه نجم)، و «تغییر درونی» (مطابق با آیه رعد)، به رفع ضعفها بپردازند و در کنار آن، با «روایت قدرت» (مطابق با بخش دوم)، امید مردم را تقویت کنند.
نتیجه نهایی: «اقدام خاموش» (بدون روایت عمومی) و «قدرت گفتنی» (با روایت قدرت)، دو روی یک سکهاند که در کنار هم، «ایران قویتر» را محقق میسازند.
آیه ی «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ...»)، به رفعِ ضعف ها بپردازند و در کنارِ آن، با «روایتِ قدرت» (مطابق با آیهی «فَحَدِّثْ»)، امیدِ مردم را تقویت کنند و دشمن را در جنگِ روانی ناکام گذارند.
نتیجه ی نهایی آنکه: «اقدامِ خاموش» (بدونِ روایتِ عمومی) و «قدرتِ گفتنی» (با روایتِ قدرت)، دو رویِ یک سکه اند که در کنارِ هم، «ایرانِ قویتر» را محقق میسازند. این، همان «جهادِ تبیین» در ترازویِ قرآن و سنّت است که خواص را به «روایتِ قدرت» و «پرهیز از روایتِ ضعف» فرا می خواند و مسیرِ تحققِ «ایرانِ هرچه قویتر» را در افقِ نزدیک، هموار میسازد.
«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» (توبه/۱۰۵)
نتیجهگیری:
بیانیه مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) در هفته دولت ۱۴۰۵، یک دکترین راهبردی قرآنی-علوی برای مدیریت روایت در شرایط جنگ ترکیبی است. این بیانیه، با تکیه بر آیات قرآن (مانند «لا تَهِنُوا»، «فَحَدِّثْ»، «أَشِدَّاءُ»، «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ»، و «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ...») و احادیث اهلبیت(ع) (مانند «من أذاع فاحشة»، «کتمان عیب»، «اتقان در کار»، و «نهی از تفرقه»)، چهار محور کلیدی را برای خواص و مسئولین ترسیم میکند: حرمت روایت ضعف در فضای عمومی، تکلیف روایت قدرت برای امیدآفرینی، تفکیک نقد درونی از روایت بیرونی، و برنامهریزی عملی برای رفع ضعفها.
در این چارچوب، «روایت قدرت» نه یک شعار سیاسی، که یک تکلیف شرعی قرآنی-روایی است که در شرایط جنگ ترکیبی، به عنوان «خط مقدم دفاع از انسجام ملی» عمل میکند. خواص و مسئولین باید با «برنامهریزی دقیق و خاموش» (مطابق با روایت اتقان در کار) و «تلاش جدی» (مطابق با آیه «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ...») و «تغییر درونی» (مطابق با آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ...»)، به رفع ضعفها بپردازند و در کنار آن، با «روایت قدرت» (مطابق با آیه «فَحَدِّثْ»)، امید مردم را تقویت کنند و دشمن را در جنگ روانی ناکام گذارند.
نتیجه نهایی آنکه: «اقدام خاموش» (بدون روایت عمومی) و «قدرت گفتنی» (با روایت قدرت)، دو روی یک سکهاند که در کنار هم، «ایران قویتر» را محقق میسازند. این، همان «جهاد تبیین» در ترازوی قرآن و سنّت است که خواص را به «روایت قدرت» و «پرهیز از روایت ضعف» فرامیخواند و مسیر تحقق «ایران هرچه قویتر» را در افق نزدیک، هموار میسازد.
ارجاعات :
[۱] بیانات رهبر انقلاب اسلامی، ۶ شهریور ۱۴۰۵
[۲] سوره آلعمران، آیه ۱۳۹
[۳] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، جلد ۲، صفحه ۲۴۷
[۴] سوره ضحی، آیه ۱۱
[4] بیانات رهبر انقلاب اسلامی، ۶ شهریور ۱۴۰۵
[5] سوره ضحی، آیه ۱۱
[6] وسائل الشیعه، جلد ۸، صفحه ۴۰
[7] مشکاة الأنوار، جلد ۱، صفحه ۴۷
[8] تحف العقول، جلد ۲، صفحه ۳۶۹
[9] بیانات رهبر انقلاب اسلامی، ۶ شهریور ۱۴۰۵
[۱۰] سورهی فتح، آیهی ۲۹
[۱۱] کنز العمّال، ج ۶، ص ۶۳۸۲
[۱۲] نهجالبلاغه، خطبه ی ۲۷
[۱۳] نهج البلاغه، خطبه ی ۱۴۶
[۱۴] سوره رعد، آیه ۱۱
[۱5] سوره نجم، آیه ۳۹
[۱6] تفسیر نور (محسن قرائتی)، ذیل آیه ۳۹ سوره نجم
[۱7] میزان الحکمه، حدیث ۱۴۳۷۱
نویسنده: قربان منتظمی
منبع:تحریریه راسخون